چند سال دیگر می خواهی زیر خاک بمانی تا سبز شوی!
تنهايي، اين واژه را بلندترين شاخه درخت خوب مي فهمد
وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن..
بياييد گاهي سکوت کنيم شايد خدا هم حرفي براي گفتن داشته باشد.....
از ميان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ايمان دارند .......
به شانه ام می زنی که تنهایی ام را تکانده باشی ؟ به چه دل خوش کردی ؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟
زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند
زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت:نخریدند تمام شد...
اگر برف میدانست کره خاکی و آدمهاش این قدر کثیفند هنگام فرود آمدن لباس سفید نمی پوشید
زانو نمی زنم
حتی اگر... آسمان کوتاهتر از قد من باشد.